|
زندگـــی کاروانــــی | ||
|
* برگزیده پارسی نامه * کار شده برای نشریه هم اندیشی تربیتی عَلَم عِلم دست چه کسی است؟!
و خطاب به امامان می گوییم:شاید از حادثه می ترسیدیم...تو به ما جرات طوفان دادی! و من الله توفیق دل نویشت:اینکه آدم سه و نیم شب متن بنویسه ، تجربه جالبیه، مخصوصا اگر مجبور باشی! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ جمعه 5/12/90 ] [ 5:0 صبح ] [ بصیرت70 ]
متن برگزیده پارسی نامه عماد مغنیه نفر اول لیست ترور سازمان های جاسوسی از درایت این مرد همین بس مسئولین ارشد جمهوری اسلامی او را به چهره نمی شناخنتد..... شاید شنیده باشید وقتی سید حسن نصرالله به خانه دکتر حداد عادل دعوت شد پس از جنگ 33 روزه بود وقتی قرار شد عکسی دسته جمعی گرفته شود بلافاصله یکی از همراهان سید حسن با شوخی دوربین را از دست فرزند دکتر حداد می گیرد و خود عکس می گیرد..... آن شب نه دکتر حداد فهمید عکاس چه کسی بود و نه کس دیگری! و بعد از شهادت عماد بود تا حضار آن جلسه فهمیدند ..... کسی که چند بار عمل جراحی پلاستیک کرد .... نه اشتباه نکنید! از دلاوری هایش نمی گویم از اینکه رهبری اعتماد کامل به داشت نه.... عماد را در یک جمله باید گفت که آن جمله سال ها باید تفسیر شود: از عماد پرسیدند اعتقادت راجع به ولایت فقیه چگونه است؟ در جواب پاسخ داد: باید میل مان میل او باشد .... و عجیب از ما اگر دشمن نصف عماد را هم داشت به دنیا فخر می فروخت.... عماد در بین ما چقدر غریب است ! عمادی که برای مولا عمار بود.... چقدر جایش در بین کتب درسی ما و در فرهنگ عمومی ما خالی است ..... اما در این بین گروهی با سختی های فراوان دو سالی می شود که همایی بین المللی با حضور مهمانان خارجی برگزار می کنند :
پی نوشت: برای دیدن تصاویر از مرورگر فایرفاکس استفاده نمایید.
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 2/12/90 ] [ 9:35 عصر ] [ بصیرت70 ]
امروز اتفاق جالبی سر کلاس افتاد! داستان ما با برخی از این آقایون جبهه متحد هم همینه! بعد متهم می کنن میگن شما افراد رو تخریب می کنید. مگه باید قربون صدقه هم بریم؟ افرادی که کارنامه روشنی ندارن به مردم شناخته بشن. دوستان جبهه متحد با افرادی وحدت کردند که مصداق داستان بالا هستند ... آقایونی که تو این دو سال بعد از فتنه با گفتن ها و نگفتن هاشون آتش فتنه را روشن نگه داشتند امروز زیر همین علم جبهه متحد هستند. جالب است و تعجب فراوان از بزگی همچون آیت الله مهدوی کنی !ایشان فرمودند: بله این حرف درسته که باید با هم وحدت داشت ولی بزرگوار! با کسایی وحدت کنیم که در بزنگاه های انقلاب لال شدند؟ با کسایی زیر یک علم سینه بزنیم که در فتنه کارنامشون لکه داره؟ مگه قحط الرجاره؟ جالبه .... شما برای اینکه افراد لیست رو تعیین کنید نظر سنجی می کنید! این یعنی پافشاری روی اصول؟ آقای لاریجانی اصولگراست؟؟!!!! که باید تو این جبهه نماینده داشته باشه؟ ایشون چی کاره اصولگرایی است؟! آقای قالیباف چی کاره هستند؟! مگه معیار ما نزدیکی با اشخاصه؟! اگر راست می گید بفرمایید چرا دکتر حداد سر لیست نشد؟! غیر از اینکه که شما دنبال ریاست لاریجانی هستید؟ هنوز ناجوانمردی که شما در مجلس هشتم با دکتر حداد کردید رو فراموش نکردیم! و عجیب است که شما از این ها حمایت می کنید.چرا افرادی مثل روح الله حسینیان و رسایی در جبهه شما جایی ندارن؟! ...... و به گفته دوستاران انقلاب به زودی جبهه متحد هم دچار انشقاق خواهد شد . و در این مورد شک نداریم. اما جواب دوست عزیزم sds ؛ ایشون فرمودن: سلام
یه سوال از این برادر: آیا هر اختلافی بد هست؟ ما با منافقین در آغاز انقلاب اختلاف داشتیم این نامطلوب بود؟ با چه زبونی بگیم برخی از این آقایان هیچ تناسبی با جبهه اصولگرایی ندارند؟کسایی که سال 88 از موسوی حمایت می کردن... این افراد تفکر اصولگرایی که همون تفکرات امام و رهبری است رو ندارند. این آقایون که برخی شون علنا میگن.باید گروه ها دائم در حال پالایش نیروهای خود باشند و این اختلافات اتفاقا نوید دهنده آینده روشن هست. اما در رابطه با فاصله آقای هاشمی و رهبری لازم نیست کسی کاری انجام بده . ایشون از سال 84 با رهبری فاصله گرفتن که در رفتار و گفتار ایشون به وضوح مشخصه! نظر شخصی بنده هیچ کدام از دو لیست جبهه پایداری و متحد نیست بلکه تلفیقی از این دو لیست است. و اما نباید فراموش کنیم همه این حرف ها باید منتج شود به حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای.....
پی نوشت : 1-روز پنجشنبه از نماز مغرب و عشا دومین مراسم سرداران شهید اسلام در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار می شود. 2- برای باز شدن تصاویر از مرورگر فایر فاکس استفاده نمایید. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 2/12/90 ] [ 5:59 عصر ] [ بصیرت70 ]
با محبت دبیران پارسی بلاگ؛متن برگزیده مجله بالاخره فرصت شد بنویسیم!! اول از همه اشاره کنم به جشنواره ای که تقریبا شبیه به یک رویا بود.بالاخره جمعی تشکیل شد که دغدغه فیلم های انقلابی دارد.سینما و حزب الله؟! تقریبا در دوره ای نفس کشیدن هم مشکل بود اما امروز به لطف خدا و با همت جوانان انقلابی در عرصه هنر این جشنواره برای حمایت از فیلم های انقلابی و نقد و بررسی فضای سینمای ایران متولد شده .... همان دغدغه های سید مرتضی آوینی ...... ببینید دوستان! درد رو ببینید.... امروز بعد از 33 سال وحید جلیلی باید بگوید فقط یک روحانی متنفذ است که از هنر انقلابی حمایت کرده است.... کجایند روحانیون عزیز .... کی باید بیدار شویم که سینما هم جزئی از این جهان است..... خلاصه جلسه بسیار خوبی بود.تقدیر از کارگردانان انقلابی که در جشنواره امسال ارائه کار داشتند.... و در نهایت تقدیر از ابولقاسم طالبی کارگردان فیلم بی نظیر قلاده های طلا.در حاشیه این تقدیر اتفاق زیبایی افتاد.... وقتی آقای طالبی گفت وزارت ارشاد یک ماشین تیبا به او هدیه داده است و او این ماشین را به نام علیرضا احمدی روشن کرده .....
ما در عرصه هنر 33 سال عقب هستیم.... هیچ عرضه ای به دنیا نداشتیم یا خیلی کم بوده. اما جوابی مختصر به دوست عزیزم magnetic-boy ! ایشون فرمودن:خودت بگو ! جدا کردن سینمای انقلاب از سینمای ملی درسته؟
چشم! من خدم عرض می کنم که کسی قصد تفکیک این دو رو نداره اما این جشنواره قصد حمایت از فیلم های انقلابی را دارد.... جایی که این فیلم ها دیده شوند....
اما سوال دیگه ای که فرمودن:
آقا این اصول گرا و اصلاح طلب رو لری توضیح میدی؟
باید عرض کنم بنده با این لهجه آشنایی ندارم اما بطور خیلی خلاصه بخوام عرض کنم ایه هست که ..... باور کن خلاصه نمیشه! خودش یه پست هست! ریشه تاریخی 33 ساله داره.یه دفعه هم خدمتتون عرض کردم.اما اگر خواستی در خدمیتم....
اما حاج علی آقا میگه آیا اصولگرایان باید متحد بشن؟
باید عرض کنم خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیر ! متاسفانه امروز برخی اصولگرایی را چهره افراد می دانند.اصولگرایی یک اصول مشخص است نه آقای الف و ... .
ایشالا بزودی یه توضیحی درباره جرایی ضرورت وجود چند جبهه در اصولگرایی عرض خواهم کرد.متاسفانه امشب خارج از توان حقیر هست.
ضمن اینکه به آقای sds هم پاسخ خواهم گفت.
قو علی خدمتک جوارحی....
متن بعدی .... مستقیم تا صراط 5 ------------- پ.ن: یه چند دفعه ای موقع نگارش خوابم برد.حلال کنید یه ذره تیکه تیکه شد! موضوعات مرتبط: برچسبها: [ دوشنبه 1/12/90 ] [ 11:25 عصر ] [ بصیرت70 ]
[ شنبه 29/11/90 ] [ 12:41 صبح ] [ بصیرت70 ]
بسم الله .... سالنی که مملو از جمعیت جوانی بود که مشتاقانه منتظر شنیدن حرف های مسئولین جبهه پایداری بودند..... دیگر جایی برای نشستن نبود و عده زیادی ایستاده گوش می کردند. در آغاز جلسه کلیپی یک ساعته با عنوان پایان مدارا با موضوع عملکرد هاشمی رفسنجانی پخش شد که با استقبال حضار مواجه شد(خودم رو میگم!) و در انتهای مراسم در اختیار عموم قرار گرفت. بی تکلفی مراسم از ویژگی های برجسته این همایش بود.
پس از پخش فیلم جناب آقای دکتر کوچک زاده سخنرانی کردن که مهمترین مطالب ایشان به این شرح است * : - خدا را شاکریم که جوانانی که نه دوران انقلاب و نه دوران جنگ را دیده اند امروز پرشورتر و محکمتر از جوانان آن دوران در راه امام و مولایشان پای می فشارند سپس آقای طالب زاده به موضوع مسلمان شدن استون پرداخت: ایستادگی و پایداری جمهوری اسلامی ایران در مقابل ظلم باعث شده که علیرغم همه تهدیدها و تحریم ها به ما خدشه ای وارد نشود؛ به طوری که این استادگی مورد توجه همه در سراسر نقاط دنیا شده است اما دیگر چهره شاخص این مراسم حمید رسایی بود ... :
اما مهمترین حرف ایشان این بود: علت جدایی ما و دیگر دوستان برای این بود که در بزنگاه ها عملکرد درستی نداشتند مثل یکشنبه سیاه و حقوق مادام العمر ! اما چهره آشنای رسانه وحید یامیین پور به ایراد سخن پرداخت: - گفتمان جبهه پایداری گفتمان سوم تیر است و ما خود را وابسته به شخص احمدی نژاد نمی دانیم
و اما چند نکته: این اولین همایش این جبهه بود و چند همایش دیگر در تهران خواهند داشت. این روزها از جدایی اصولگرایان ابراز نگرانی میشه اما نظر شخصی من این هست که این کار به سود انقلاب خواهد بود.چرا؟ به این دلیل که منافقین در این جبهه نفوذ کردند.... باور کنید برخی از این آقایان اصلا انقلابی نیستند...... مگه به ریش و لیسته؟ اصولگرایی در عمله..... نه اینکه مطهری بگوید میر حسین موسوی پیرو راستین علی علیه السلام است !!! نه اینکه طرح سوال از رئیس جمهور را مصرانه به صحن علنی بیاورد. علی رغم مخالفت دلسوزان!
شک نکنید در همین جبهه متحد هم بزودی انشقاق صورت خواهد گرفت. چه کسی گفته آقای قالیباف و لاریجانی اصولگرا هستند؟ آقای قالیباف به چه حقی از بیت المال برای جبهه متحد اصولگرایان خرج می کند؟ چه کسی گفته توکلی و نادران اصولگرا هستند؟ قصد تخریب نداریم ولی این آقایون از اسم اصولگرایی سوء استفاده کردند.اصولگرایی حزب نیست .... خط روشن است. بزودی ملاک های انتخاب را شرح خواهیم داد ... به قول آقای رسایی : «امروز روز عمـــــل نیست! روز حســـــاب کشی از اصولگرایان است.» آقای یامین پور جمله تامل بر انگیزی رو بعد از مراسم گفت: «مشکل ما با این آقایان تازه بعد از انتخابات شروع می شود ......» و در نهایت : ما به کسانی رای خواهیم داد که پیگیر دغدغه های رهبری باشد نه رهبری به دنبال اصلاح آنان.....!
-------------- * بخشی از نقل قول ها از خبرگزاری نسیم است.
سوالی که به دنبال پاسخ آن هستم علت حضور برخی از چهره های حقیقی اصولگرایی در جبهه متحد است...؟ موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 27/11/90 ] [ 11:26 عصر ] [ بصیرت70 ]
سلام بر همسنگران عزیز .... خدا قوت ! چقدر زود گذشت .... انگار دیروز بود با جمعی از دوستان پیرامون وظیفه حزب الله در عرصه سایبری صحبت کردیم(!) ... از قدیم گفتن کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد! متاسفانه این موضوع مهم مصادف شد با ایام امتحانات دانشگاه و نتیجه گیری نهایی از بحث به امروز موکول شد . البته تقریبا نتیجه کلی بحث بر همه خوانندگان عیان شده بود اما هم برای یاد آوری و هم عملیاتی کردن آن بار دیگر گذری سریع از مطالب مطرح شده خواهیم داشت و سپس نتیجه گیری خواهیم کرد. به دلیل محدودیت فضای نگارش خلاصه مطالب بصورت فایلPDF ، جهت آن دسته از دوستانی که جدیدا به این کاروان پیوسته اند ، قرار گرفته است. حساسیت و اهمیت کار از آنجا مشخص می شود که رهبر ما فرمود:
اما چند نکته: آیا طبق همان مقوله " تشخیص درست وظیفه " امروز وظیفه اصلاح فرهنگ بر دوش ما هست؟ جواب این سوال مثبت است. همه اقشار مردم در این عرصه مسئولیت دارند ... البته با میزان متفاوت ؛ که در این میان وظیفه حزب الله بیش از دیگران است. اولین قدم در این عرصه چیست؟ آیا صرف احساس دغدغه می توانیم به دنبال کار فرهنگی باشیم؟! با توجه به مجموع نظرات به نظر می رسد اولین قدم ، شناخت خود مقوله فرهنگ می باشد. بی تردید برای ورود به این عرصه پر پیچ و خم باید ساختارهای این نظام را درک کرد.... اینکه مثل برخی از دوستان ارزشی صرف احساس دغدغه اقدام کنیم به هیچ عنوان مطلوب نمی باشد. در این جا باید به نکته دیگری هم اشاره کنیم و آن ضرورت ضروت ضرورت(!) اقدام جمعی برای اثر گذاری در عرصه فرهنگ هستیم. کار فرهنگی کردن بسیار سخت و طاقت فرساست و انفرادی کار کردن موجب شکست کار خواهد شد که تبعات خاص خود را دارد... بگذریم از اینکه در موارد متعدد مشاهده شده است عدم درک فرهنگ و انفرادی کار کردن موجب تخریب موضوع مورد کار هم شده است .... . اما اقدام جمعی چه محاسنی دارد؟ اولین حسن آن گستردگی کار و عمق و غنی بودن کارهاست.حسن دوم آن مشارکت عمومی است.دیگر آنکه نظرات مختلفی از سلایق گوناگون مطرح می شود.و یکی از مزایای مهم گروهی کار کردن ، عدم سستی در میان کار است.به هر حال در آغاز کار انرژی بیشتری برای فعالیت وجود دارد که در اثر موانع به تدریج آن اهتمام از بین می رود و شخص دچار عدم اعتماد به نفس می شود. مطلب دیگر ؛ قبل از ورود عملی به این عرصه باید به ریزه کاری های فرهنگ مسلط شد.افراد باید کار آزموده باشد ... عرصه فرهنگ جای سعی و خطا نیست ! کار فرهنگی در هر جایی باید با برنامه ریزی قبلی باشد.... یادمان باشد دچار تهاجم فرهنگی هستیم ... یعنی جنگ تمام عیار از نوع نرم آن ! پس باید جنگید ..... دفع از ولایت فقط با عکس نوشت که نمی شود.آن هم جای خود دارد اما مخاطب امروز دنبال استدلال است .... دنبال حقیقت است ... نباید فضای گفتمانی را به فضای جدل تبدیل کنیم...باید پیش قدم شد ... باید نقاظ قوت و ضعف خودمون رو با دقت بشناسیم.اصلا برنامه ریزی باید با توجه به همین مطلب باشد.... حواسمان باشد کار فرهنگی هم کوتاه مدت داریم ، هم میان مدت و هم بلند مدت ... نباید توقع داشته باشیم با چند کار در جامعه ، معجزه رخ دهد.... کار فرهنگی بسیار دیر بازده است ... به قول آقا مثل ظرف روغن ریخته شده است .... به نظرم زمانی افراد باید بصورت گروهی وارد فضای وب شوند که تربیت شده باشند! این طور نیست که صرف جمع شدن و هدف گذاری ، امید داشته باشیم در این عرصه موفق باشیم. و این که افراد اول از همه در عرصه حقیقی باید خودی نشان دهند.
با تشکر از همه دوستان مخصوصا نویسنده ارزشی و همرزم همیشه همراه "روی خط خدا"
ــــــــپیـــــــ ـــــنوــــــشـــــتــــــ!
کاروان نوشت 1 : قصد بیان این مطلب را نداشتم اما متاسفانه برخی دوستان به بنده محبت داشتند ؛ چه در پیش بنده و چه در غیاب حقیر مطالبی را مطرح کردند که موجب تاسف شد. گفتنش را اصلا دوست نداشتم اما خوب است همان دوستانی که از ما گله می کنند که چرا فلانی در تشکل ها حضور ندارد، بدانند که اکثر متن های این وبلاگ پس از ساعت یک بامداد نوشته می شود. و عجیبتر اینکه بنده به کم کاری متهم می شوم ! به هر حال دوستان مجازی به مراتب همتشان بیشتر از برخی دوستان حقیقی است! ما هم در این فضا کار تئوریک انجام می دهیم(یک بخشی داخل وبلاگ و بخشی هم بیرون از فضای وبلاگ). حالا کسی این روش رو دوست نداره لطف کنه پیش افراد نظر شخصی خودش رو مطرح نکنه ! (که بله ... فلانی برای وبلاگش وقت می ذاره اما پیش ما میگه وقت ندارم!) گرچه برای شخص بنده هیچ اهمیتی نداره دوستان دانشگاهی و غیره راجع به بنده چه تصوری دارند.در هر جایی که احساس کنم مفید هستم حضور خواهم داشت. اما دوستان مجازی هم در جریان باشند بزودی پیرامون عملکرد یکساله حقیر در دانشگاه مطلبی خواهم نوشت و از گروهی جدید در عرصه فعالیت های دانشگاهی پرده برداری خواهم کرد. انشاء الله ... کاروان نوشت 2 : باید عذر خواهی کنم بابت تغییر قالب وبلاگ. متاسفانه قالب قبلی هم سنگین بود و هم مشکل نگارش در ساختار قالب داشت که این قالب برگزیده شد. کاروان نوشت 3 : اگر دوستان نظری پیرامون این متن و روند وبلاگ دارند دریغ نفرمایند. کاروان نوشت 4 : در ستون سمت چپ لینک های مفیدفقط یک مورد یافت شد که بقیه وبلاگ ها زیر مجموعه آن محسوب می شوند!!! کاروان نوشت 5 : ساعت ارسال این مطلب : 2:45 دقیقه بامداد! کاروان نوشت 6 : بیاییم نگاهمان را کاروانی کنیم ...
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ سه شنبه 25/11/90 ] [ 2:33 صبح ] [ بصیرت70 ]
متاسفانه هر چی می خواهیم کمتر بنویسیم بیشتر گیر می کنیم! یه مطلبی رو آقا محسن معمار تذکر دادن پیرامون پست قبلی که قصد داشتم مدتی بعد به این موضوع بپردازم اما حال به این موضوع می پردازیم. تفکیک بین این موضوع که مردم حق دارن از گرونی شکایت کنن و حمایت از نظام نیاز به کمی دقت و ظرافت داره. به هیچ عنوان قصد قیاس ندارم. در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی ، رهبر معظم انقلاب مسئله عبرت های عاشورا را مورد تاکید قرار دادند و فصل مشترک همه بیانات ایشون یک نکته بود: "تشخیص درست وظیفه".... در پست مستقیم تا صراط 4 عرض کردیم افرادی مثل ابن عباس و .... با اینکه دارای کارنامه درخشانی هم بودند اما وظیفه را اشتباه گرفتند! گرانی یک بهانه است .... گرمای هوا و به جهاد نرفتن یک بهانه است .... خطرناک بودن همراهی با امام در کربلا یک بهانه است .... چیدن خرما یک بهانه است .... سر زدن به خانواده در زمان نیاز امام به تو یک بهانه است .... و ... شکر خدا در تاریخ پر است از بهانه ... همه این ها ناشی از عدم بصیرت امت اسلام بوده. اما امروز ملت ایران یک فولاد آب دیده شده که 33 سال است با همه دنیا در حال مبارزه نا برابر است. اینکه با بهانه گران شدن یا بالا رفتن نرخ ارز و طلا و.... مثل هر سال به راهپیمایی نیام چه نفعی برای ملت داره؟ چه نفعی برای دشمن داره؟ اینکه ما افتخار می کنیم به ایرانی بودنمون به همین دلیله.دشمن با همه توان به جنگ ما اومده .... ملت متحدند.... روزی این اتحاد بین مردم رو در خواب هم نمی شد دید.این همه جمعیت ؛ فقط عکس رهبر دست بگیرند و اعلام حمایت کنن از نظام.... این کم چیزی است؟ متاسفانه نسل ما کمتر به این موضوع دقت می کنه... خنده داره ولی نسل ما باور نداره 33 ساله که تحریم هستیم.چون به مشکل حاد بر نخوردیم. منکر سختی زندگی نیستم اما اگر همه جانبه به عرصه بنگریم خواهیم دید ما ملت ایران در دنیا بی نظیریم. متاسفانه نمی دونیم بیرون کشور ما چند میلیون چشم به کشور ما دوخته شده .... به همین تجمعات..... یه مثال ساده! همین سوریه ... چقدر خوشحال می شیم وقتی مردمشون از نظام حمایت می کنن.چون سوریه خط مقاومته.لبنان خط مقاومته..... از بالا به موضوع نگاه کنیم.نکنه مثل برخی در مرزهای جغرافیایی گرفتار شویم. امروز مرز بین کشورها ایدئولوژی آن هاست .... خلاصه اینکه درسته الآن مشکل اقتصادی هست (که قطعا به پای زمان آقای هاشمی نمی رسه!!) اما حاضر نیستیم اسقلال ، هویت و شرف کشورمون رو پای رفاه بیشتر عقیقه کنیم..... ضمن اینکه یه بخشی از این گرانی ناشی از اصلاحات اساسی در ساختار اقتصادی کشور است. توصیه اکید می کنم....از طرف یه برادر کوچک! حتما این کتاب رو مطالعه کنید.
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 22/11/90 ] [ 11:31 عصر ] [ بصیرت70 ]
*برگزیده پارسی نامه پی نوشت(جدید) ایران من .... مبارک باشه ... صد سال به این سال ها .... کم کم داری هم سن علمدار حسیـــن می شوی باید نشان دهی می توانی علمـدار پسر فاطـــــمه باشی ... ثابت کردی هنوز در این پیچ های تند تاریخ در کنار نایبش ایستاده ای! پــــــس ای ایـــــــــران من .... قلمـــــرو پسران فاطــــمه ... بایست ... روی پای خودت .... مهدی می آید نگاه کن .... به آینده .... در دور دست ها صدای پای مهدی شنیده می شود برای همین افق نگاهت است که دشمن را متحیر کردی! مرا که می شناسی! باهمشوخی نداریم وقتی پیــــامک می زنن: راهپیمایی نرو .... سکه گرون شده !!! این حرفا سکه شده! تشریف ببرن خودشون رو "خر" کنن!! این همه تحریمت کردن ... بازیت ندادن ! آدم حسابت نکردن! امروز بدجوری سیلی زدی.... تو این سرما....زیر بارون.... کوچیک و بزرگ .... با حجاب و بی حجاب ... ساده و ژیگول! همه اومدن .... شده تیتر همیشگی کیهان!!! چشم حسود کور.... برای بار سی و سوم اثبات کردی .... پسر فاطمه ای... آری ایران من.... تو .... پسر فاطمه ای ....
ــــــــپیـــــــ ـــــنوــــــشـــــتــــــ! راستی یادم رفت بگم! امروز تو راه که داشتیم می رفتیم یه نکته ای ذهنم رو مشغول کرد! یه تعدادی از آدما توی پارکی نزدیک به خیابون آزادی دور هم جمع بودن! خوش بودن! ... حاضر بودن تو پارک خلوت با نیمکت حرف بزنن ولی بین مردم نیان! و فقط کافیه یه کالایی تغییر قیمت پیدا کنه! همچین میان وسط که انگار طلبکارن....
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ شنبه 22/11/90 ] [ 3:46 عصر ] [ بصیرت70 ]
*متن برگزیده پارسی نامه از جمله معیارهایی که در "کاروانــــی زیستــــن" مورد توجه جدی است ، نوع رفتار حضرت زینب سلام الله علیها است .... عبارت "ما رایت الا جمیلا " از کدام منظر بیان شد .... در کتاب « 72 سخن عاشورایی از بیانات آیت الله خامنه ای » در سخن دوازدهم آن به نکته ای اشاره شد که حیفم آمد مطرح نکنم: «.... ارزش و عظمت زینب کبرى، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او اینطور عظمت بخشید. هر کس چنین کارى بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین(علیهالسّلام) هم نباشد، عظمت پیدا مىکند. بخش عمدهى این عظمت از اینجاست که اولاً موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین(علیهالسّلام) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشندهى بعد از شهادت امام حسین را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد. این انتخابها زینب را ساخت. قبل از حرکت به کربلا، بزرگانى مثل ابنعباس و ابنجعفر و چهرههاى نامدار صدر اسلام، که ادعاى فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگى و امثال اینها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چهکار باید بکنند؛ ولى زینب کبرى گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمىفهمید راه سختى است؛ او بهتر از دیگران حس مىکرد. او یک زن بود؛ زنى که براى مأموریت، از شوهر و خانوادهاش جدا مىشود؛ و به همین دلیل هم بود که بچههاى خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس مىکرد که حادثه چگونه است. در آن ساعتهاى بحرانى که قویترین انسانها نمىتوانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانى کرد و او را براى شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسینبنعلى هم که دنیا ظلمانى شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نورى شد و درخشید. زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسانهاى تاریخ بشریت - یعنى پیامبران - مىتوانند به آنجا برسند...» عجب ! چطور می شود عاقلترین افراد در این ماجرا اشتباه کردند ؟! خوب است دوستان یک تحقیقی پیرامون جایگاه ابن عباس داشته باشند؛آنوقت متوجه پیچیدگی ماجرا می شوند.... چطور می شود در یک ماجرایی عقل کم بیاورد؟ به همین دلیل نگاه مادی به ماجرای عاشورا بیشترین نتیجه اش پرداختن به حماسه است.... اما عاشورا باید برای امروز ما برنامه داشته باشد ؛ در غیر این صورت حرکت امام معصوم عقیم است. چطور می شود فجایعی که در عصر عاشورا رخ داد و حضرت زینب دیدند ، زیبا باشد؟ از کدام منظر باید نگریست تا حقیقت این جمله عیان شود؟ ...... خلاصه اش می شود تبعیت محض از ولی ... وقتی امام در تلخترین شرایط فرمودند: راضی به رضای خدایم..... و اینجاست که زینب علیها سلام از آن جا که ماجرا مورد رضایت امام بود زیبایی را دیدند .... زیبایی در رضایت ولی است .... یعنی باید از منظر امام به ماجرا نگریست .... پس عجیب نخواهد بود اگر بگوییم : بیاییم از منظر امام نگاه کنیم.... و من الله توفیق
امروز هم باید از منظر امام به وقایع نگریست... در جبهه جنگ آن کس که کشته می شود شکست نخورده است... آن کس که به هدف خود نمی رسد شکست خورده است... موضوعات مرتبط: برچسبها: [ پنج شنبه 20/11/90 ] [ 12:54 صبح ] [ بصیرت70 ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||