شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ يادتونه گفتيم: هر چي فکر مي کنم ، هر جور فکر مي کنم ، هر وقت فکر مي کنم که چرا جامعه ما از اهداف انقلاب فاصله گرفته ، به کم کاري خودم و خودم و خودم مي رسم و بس……؟ امروز هم وقتي بيش از 200 نفر سوختند و يا کشته شدند ، ياد همين جمله افتادم.... ما چي کار کرديم؟ اومديم تفريحات سالم رو ايجاد کنيم؟ . عکساي زير ، از معدود عکسايي بود که ميشد تو عمومي گذاشت.... . .

2-تنها
93/12/27
امسالم تلفات زياد بوده ؟!:(
کشته ظاهرا يه نفر ولي مصدوم متاسفانه همين حدود آمار بالا بوده....
* کميل *
پنجاه پنجاه قبول دارم کارواني جون ! يعني اونايي که خونه موندن يا دنبال تفريحات خطرناک نرفتن طالب تفريحات سالم مثل پارک و فضاي سبز و مراکز فرهنگي و غيره نبودن ؟ چرا بودن ! اون دختري که من امروز ديدم اکليل سرنج دست گرفته بود جيغ بنفش مي زد سرش درد مي کرد !
اکليل سرنج ؟!
ميدونم! يا مثلا اوني که نارنجک پرت کرده تو مغازه بنده خدايي که يه چشمش آسيب ديده....اينا همه درسته ها اما عامه مردم ......
* کميل *
در اصل قضيه که از طرف مسئولين کم کاري صورت گرفته شکي نيست ، اما مطمئن باش يه سري هميشه مرض دارن ! في قلوبهم مرضُ ! اينا اگه تو حياطشون واسشون پارک بسازي ، نيمکت هاش رو مي شکونن و آتيش مي زنن و باهاش کباب برشته مي کنند !
اکليل سرنج ؟!چيه ؟
* کميل *
باهاش نارنجک دست ساز مي سازن !
اون که ترديدي توش نيست! و صد البته متاسفانه. يه عده هميشه دنبال هنجار شکني هستند....
هما بانو
من ديشب اولين باري بود که چهارشنبه سوري بيرون بودم .. عصري کار داشتم رفتم بيرون .. تا کارم تموم شد و چند جا کار داشتم .. کارم هم طوري بود که نيم ساعت بيشتر تو خيابون نبودم .. اونقدر وحشتناک بود که من ناخواسته هي ميخواستم نفرين کنم .. چون چند بار به شدت ترسيدم و تکون شديد خوردم .. جلو ديگرون خجالت مي کشيدم
هما بانو
موتوري ها مي رفتند و پشت سرش صداي انفجار شديد .. تا بر گشتم خونه ..يه 10 باري با هر انفجاري که نزديکمون ميشد مي ترسيدم .. خدا عاقبتشونو بخير کنه ..
زندگي كارواني
رتبه 94
1 برگزیده
547 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top