سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
زندگـــی کاروانــــی

زندگـــی کاروانــــی
لینک دوستان
   1   2   3   4   5   >>   >

*این متن را از منظر یک دانشجوی علوم انسانی بخوانید...چیزی شبیه به دل نوشت:


  


«تا دغدغه نباشه کسی دل به دریا نمیزنه


وقتی هم که به آب زدی


همون آدم هایی که "بر لب ساحل نشسته و شاد و خندانند"


به خیس شدنت می خندند ....»


قول داده بودیم راجع به جلسه ای که با دوستان هم دانشگاهی داریم ،صحبت کنیم.


ویژگی مشترک دوستان عزیز بنده در این هست که


از روزهای تکراری


خیلی زودخسته شدن


سه یا چهار روز سر کلاس رفتن و بعضا جزوه نوشتن


گوش کردن حرفهایی که می شد در خانه هم


با خواندن کتاب ، آن را کسب کرد


این همه راه


از شهرستان های دور


به دانشگاه های تهران آمدن


چه سود .... وقتی زندگی در خوابگاه خلاصه می شود


عده ای هم شبانه قبول می شوند و هزینه های قابل توجه پرداخت می کنند...


آخرش که چه؟! مدرکمان را گرفتیم.... چه کاریه؟ اصلا مجازی می خواندیم!


دیــــگر دانشــــــــگاه آمدن چه معنـــــی داشت؟!


مــــتاسفانه متاســـــفانه متاسفانــــه


بعضا دانش آموز می مانیم!


فضـــــای دانشــــــــگاه


فضـــــای تـــکاپــــــــوی عــلمـــی اســـت


فضای حرکت به سمت قله های فتح "نشده" است


حرکت های جامعه امروز ما باید از دانشگاه و داشجو باشد


رهبر این جامعه گفت دانشگاه مبدا "همه" تحولات است...


خب!


حالا توی این دانشگاه باید چه کرد؟!


با عرض معذرت از همه مخاطبان:



دانشگاه؛


چراگاه علمی نیست!!


توی کتب دانشگاهی مطلب به درد بخور


که نیاز امروز جامعه ما باشه پیدا نمیشه!


بیخود وقت خودمون رو تلف نکنیم.....


دور از جونمون!


اگر مثل "گوپــسند" ها باشیم


مدیران محترم هم امر برایشان مشتبه خواهد شد


که چوپان هستند! ... (پیدا کنید سگ گله را !!)


دانشجو باید در عرصه دانشگاه حضور فعالانه داشته باشه.


ابدا اغراق نمی کنم


امروز


در دانشگاه های ما


هر دو روز یک بار باید یک همایش جدی برگزار شود...


این همه اصرار برای این هست که


1- عقب هستیم


2- وقت نداریم


مخاطبین وبلاگ همه مسلمان هستند و معتقد!


کسی هست که بگوید "ظهور" نزدیک نیست؟!


متاسفانه این احساس بین ما نیست که وظیفه داریم


سر به هوایی می کنیم ...


خودمون و زدیم به "کوچه علی چپ" !


دوست عزیز ... برادر من .... خواهر بزرگوار ....دانشجوی دانشگاه دولتی!


از بیت المال مسلمین داره خرج شما میشه


خوش به حال شما که می تونید جواب پس بدید....


اما شکر خدا و به دور از شیطان ! ، توفیق فعالیت علمی ، نصیب همکلاسی های ما شده است.


اگر دوستان اجازه بدن ، کوتاه سخنی پیرامون کلاس داشته باشم.


دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شاهد (ورودی89)


جزء بهترین ورودی های دانشگاه هستند


(به گفته خود اساتید)


علاوه بر معدل بالای درسی ؛


حضور فعال در کلاس از ویژگی هایی است که


متاسفانه کمتر در بین کلاس های علوم انسانی پیدا می شه!


(آیکون خود تحویل گیری)


اما شکر خدا به این هم قانع نشدند و تصمیم گرفتند


ســـلســـله جلســـاتــی با عــنـــــوان


"هـــم اندیشـــی تربـیـتــی"


ترتیب دهند!!


هدف این برنامه ها


"گعده رفاقتی" نیست!


مباحث تربیتی بسیار گسترده هست


بنابر این امکان آن نیست که همه آن را در کلاس مورد توجه و تامل قرار دهیم.


مهمترین ویـــژگـــی این جلســــــــــات


گفتــــــــگـو و مبــاحثـــــه آزاد دانشــــــــــجویان؛


آن چیزی که متاسفانه در صورت تحقق ، باید آن را "جار" بزنیم:


«بیســــــــــت و سـی هم با کلــــــی آب و تاب پخــــــــش مـــــی کنــــه:


خبر دارین چی شده؟! تو یکی از دانشگاه های کشور ، جلسه آزاد اندیشی گذاشته شده!!»


" آزاد اندیشـــــــــــــی "


کــــــــــــــف نیــــــــاز دانشجـــــــوســـــــــت...


شـــــــکــر خدا در دانشگاه ما (شاهد) فضا برای برگزاری چنین نشست هایی فراهم است.


در یکی از جلسات که قرار بود مدعو از خارج از دانشگاه داشته باشیم


مه همه هزینه های مالی را خود دانشجویان تقبل کردند!


و این احساس ، همان دغدغه مشترک بین ماست.


ویژگی دیگر و بسیار مهم این جلسات


پایبندی به عفـــــت و حیـــــــای در رفتـــــــار و گفتــــــار است ؛


با جــــرات و صراحـــــت عــــرض می کنـــــــم:


همکلاســــی های بنده (برادر و خواهر)


جزو عفیف ترین دانشجویان کشور هستند و خدا شاهده


یک تار چادرشان ، به همه علوم انسانی می ارزد...


برگزاری سلسله جلساتی برای اولین بار در جهت تشریح


"سنـــــــــد تحـــــــــول بنیادین آموزش و پرورش"


با حضور معاون وزیر آموزش و پرورش


در جمع 50 نفری دانشجویان


گواهــــی بر عرایــــــض بنده هست.


می شود فردی با سمت بالا را دعوت کرد


فقـــــــــــــــــــــــــــط برای 50 نفر!


متاسفانه مسئولین ما عادت کردند


در جمع های 1000 نفر به بالا صحبت کنند!!!


خب!


آیا تشکیل چنین جمع هایی در دانشگاه شما سخت است؟


نمیشه؟!


قطعا موانعی هست اما به معنای نشدن نیست!


خدا رو شکر می کنیم


در فضای مجازی ، دوستانی هستند که "به شدت" دغدغه دارند.


یه حیوون کثیف یه لجن پراکنی ای کرد ، دوستان فضای مجازی رو زیر و رو کردند.


آخرین نمونه این فعالیت ها


تشکیل گروهی مجازی برای گفت و گو پیرامون به اشتراک گذاشتن راهکار های دینی در فرهنگ جامعه است:


http://samee3vom.parsiblog.com/MLink/?6280745


حالا یه سری از دوستان می گویند توی فضای مجازی نباید آقا با خانم حرف بزنه....باید فکر کرد


رهبری یه جمله فرمودن که قابل توجه هست:


هر کس هر جای کشور هست در حال جهاد است...


چه دانشگاه ، چه فضای مجازی


امروز وضعیت جنگی است


افسر جنگ نرم!


بسم الله...


  


ادامه دارد ....


 


  


ــــ پـ یـ ــ ـــــ نــــــــــوشت:


1- برای دوستان کنکوری آرزوی موفقیت می کنیم! بندگان خدا فکر می کنن بیان دانشگاه چه خبره!


2- کسی می دونه فرق کرسی آزاد اندیشی با مناظره و مباحثه دانشجویی چی هست؟!


3- خانمی در جلسه مباحثه دانشجویی در مورد حجاب خطاب به آقایون گفت:


چرا شما سنگ حجاب خانم ها رو به سینه می زنید....


به نظر شما حرف ایشون درسته؟!


4-کسی از این متن ناراحته؟!


5- ایشالا که تند نبود!


 


 6- حلال بفرمایید!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 27/2/91 ] [ 9:35 عصر ] [ بصیرت70 ]

پست موقت


از خستگی زیاد....


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفت


خوابم گرفتخوابم گرفتخوابم گرفتخوابم گرفتخوابم گرفت


خوابم گرفتخوابم گرفتخوابم گرفتخوابم گرفت


خوابم گرفتخوابم گرفتخوابم گرفت


خوابم گرفتخوابم گرفت


خوابم گرفت


از چیزی که می ترسیدم اتفاق افتاد


از صبح دعا می کنم که من اشتباه کرده باشم


برای همین نیاز شد دوباره توی صحبت های آقا غرق بشم....


این کرسی آزاد اندیشی چیه؟!


تا اونجایی که ما می دونستیم


حضور نظریه پردازان و صاحب نظران در یک سلسله جلسات


و بحث و گفت و گو پیرامون یک موضوع مشخص


که در نهایت منجر به تولید نظریه شود....


اما امروز فهمیدم


دوستان عزیز من


به مباحثه دانشجویی می گویند کرسی آزاد اندیشی!!!!


وااااایوااااایوااااایوااااایوااااایوااااای


تنها برگ برنده علوم انسانی همین کرسی هاست


لطفا با برداشت و اجرای غلط


امیدمان را نا امید نفرمایید....!


 


بزودی.....هم اندیشی رشته ای و مدیریت فرهنگی!


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ دوشنبه 25/2/91 ] [ 11:29 عصر ] [ بصیرت70 ]

 



 


ــــــــــــــبــــــــه ــــــــزــــــــــوــــــــــد ــــــــــــیـــــــــــــــ


هم اندیشی رشته ای و مدیریت فرهنگی دانشگاه


 


دلمون رو خوش کردیم به کارهای کرده


اما غافل از


 کارهای نشده بسیار .....


 


نوشتن پیرامون این موضوع بسیار سخته


چون نمیدونم از کجا شروع کنم


از دیگران یا از خودم!


توکل بر خدا.... 


 


امیدوارم به اندازه  تصویـــــــــــر


متنمون تنـــــد نباشه!


 




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 23/2/91 ] [ 11:48 عصر ] [ بصیرت70 ]


همه مخلوقات خدا در نور فاطمه سلام الله علیها خلق شدند ....


 


تبریک عرض می کنم


ولادتــــــــــــــــــ حضـــــــرتــــــــــــــــــــــــ نــــــــــــــــــــــــــــــــور را


به همه فرزندان مـــــــــــادر


 


 


 


 


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ جمعه 22/2/91 ] [ 7:41 عصر ] [ بصیرت70 ]

* از سلسله پست های " کاروانسرای ابراهیمیان"


نوشته مهمان:محمد حسن خلعتبری- دانشجوی رشته روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی


 


در ایران آزادی وجود ندارد . این جمله ایست که شاید بارها وبارها از زبان خیلی ها شنیده باشید.
 
مفهوم آزادی ازآن جهت قابل توجه است که یک مسئله ی بین المللی است یعنی ازتمام مرز ها یجغرافیایی گذشته ودر گفتمان بین المللی و حتی سیاسی نقش ویژه ای را ایفا میکند.
 
این مفهوم فرامرزی در ادبیات دینی باجلوه های متفاوت مطرح شده به این معنا که برخی آزادی دینی را این می دانند که مردم بتوانند هر دینی را که بخواهند آزادانه برای خود داشته باشند حالا این سؤال پدید می آید که منظور از هر دینی چیست ؟آیا ادیان توحیدی است؟ یا این که هر گونه مذهبی را می توان دین به حساب آورد برای مثال آیا بهاییت و وهابیت رامی توان دین به حساب آورد؟در باره ی شینتوایسم چه طور یعنی این که هر کس روح بابا بزرگش را بپرستد؟؟!!
 
اما آزادی دینی معنای واحدی ندارد عده ای دیگر آزادی دینی را در این میدانند که افراد اگر بخواهند اصلا دین نداشته باشند (لائیک ها )یعنی آزادی دینی را آزادی مردم از دین می دانند .بعد از این که منظورمان از دین را مشخص کردیم میتوانیم راجع به آزادی دینی صحبت کنیم.این که در این حد وسیع از لفظ آزادی استفاده میشود وبرای این لفظ معنای واحدی وجود ندارد حقیقتا حیرت آور است!!!!!
 
پس تا به اینجا متوجه شدیم آزادی در دنیا معانی متفاوت و حتی متضادی دارد.هدف ما این است که دراین دریای معنی کمی آبتنی کنیم .
 
اگر بخواهیم بگوییم این حرف ها سخت گیری است . آزادی را باید خیلی ساده آزادی مطلق تعریف کرد .آزادی در همه چیز بدون محدودیت اینجا چند نکته مطرح می شود و آن این که تحقق عملی چنین چیزی محال است چرا که بالاخره ما میخواهم در جامعه زندگی کنیم اگر قرار باشد هر کس هر کاری انجام دهد که سنگ روی سنگ بند نمی شود این امر را خود غربی ها هم قبول ندارند آنها مرز آزادی را جایی می دانند که حقوق سایرین زیرپا گذاشته شود.
 
اما آیا میشود آزادی مطلق را در امور فردی صادق دانست . زمانی که شخصی قند خونش بالا میرود منطقی است که بگوییم این آدم آزادی فردی مطلق دارد بگذاریم مواد قندی بخورد خود کشی کند.اگر این شخص پدر یا مادر شما باشد واکنش شما جه خواهد بود.آیااگر کسی دلش بخواهدباداشتن یک زن و سه بجه کوچک برود معتاد شود آیا از نظر عقلی زن این آدم باید بگوید اودر حوزه ی شخصی خودش آزادی مطلق دارد.




 
در دین اسلام شاید بتوان مفهوم آزادی را همان اختیار در نظر گرفت . اختیار از آن دسته نعماتی است که به همراه عقل از وجوه تمایز انسان با حیوان به حساب می آید واصلا اشرف مخلوقاتبودن انسان بااین دو نعمت تحقق پیدا میکند.
 
آزادی واختیارزمانی به کار می آیند که به همراه عقل باشند و بدون استفاده ازعقل جه بسا باعثنابودی انسان ها نیز باشند اختیار و آزادی از نگاهی مثل جاقو میمانند.هم میتوان آن را به قلب یک انسان بی گناه فرو کردوهم اینکه برای تهیه غذای گوارا از آن استفاده کرد.
 
اعتقاد ما بر این است که اگر شخصی با اطلاعات کامل ادیان مختلف را به صورت عقلی بررسی کند درنهایت بدون شک به این نتیجه میرسد که کدام دین برتر است.
 
شاید این مسئله که برخی از قواعد دینی مخالف آزادی است ذهن شما را هم مثل من به خود مشغول کرده باشد مثلا محدودیت هایی که در پوشش وجود دارد.اینجا همه چیز به تعریف شما از آزادی برمیگردد.
 
اسلام آزادی حقیقی را آزادی ذهنی و روحی میداند.باتوجه به این امر که تفکر هرکس مسیر زندگیش را مشخص میکند.این تفکر است که به جسم دستور میدهد وجسم تنها اجرا کننده ی فکر است درنتیجه آزادی حقیقی آزادی فکری است.بر همین اساس اهتمام اسلام بیشتر در مسائلیست کهبا روح انسان سروکار دارد شاید اینجا علت توجه اسلام به پوشش مشخص شود.دانشجویان ارتباطات بهتر از هر کسی این را میدانند هرپوششی در اجتماع انتظار وذهنیتی را به همراه دارد.
 
شاید بتوان نوعپوشش را یکی از مهم ترین دلایل ایجاد رابطه (اینجا منظور از رابطه نوع خاصی ازارتبط هست که نوع پوشش از عوامل ایجاد آن به شمار میرود بدیهی است هر ارتباطی این ویژگی را ندارد)به حساب آورد.ایجاد یک رابطه به راحتی میتواند هشتاد درصد از ذهنطرفین رابطه را به خود مشغول کند.فکر کردن به یک مسئله دقیقا به معنای فکر نکردنبه چیز های دیگر است. این در حالیست که جوانی از مهمترین سرمایه های هر کس به حسابمی آید. آیا برای پریدن سکویی بهتر از جوانی پیدا میکنیم. میزان موفقیت هر انسانیدر زندگی به این بستگی دارد که مهمترین دوره ی زند گی خود را چگونه سپری کردهباشد.هم میتوان ماشین عمر خود را در جاده های فرعی پر پیچ وخم با سرعت پایینبرانیم وهم در آزاد راه با حد اکثر سرعت.
 
زمانی که اسلام پوشش خاصی را تعیین میکند به معنی محدودیت نیست بلکه عین آزادی است .هر فردی باپوشش کامل و رسمی میتواند به مراتب راحت تر وموفق تر در جامعه حاضر شود.
 
با این تعریف از آزادی شاید بتوان اسلام را آزاد ترین مفهوم دنیا دانست.
 
(سخن بی عیب ونقص تنها از زبان معصومین جاری میشود.....)


پی نوشت:


منتظر نظرات دوستان هستیم!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 19/2/91 ] [ 6:30 عصر ] [ بصیرت70 ]

سلام به دوستان


متاسفانه متن قبلی حقیر ، خانم های محترم رو کمی تا قسمتی ناراحت کرد که چرا شما گیر دادین به خانم ها و اون ها رو منشاء فساد معرفی می کنین! اصلا و ابدا منظور این نبوده و نیست . حرف ما این بود رمینه چینی برای بستر فساد توسط خانم ها (در اثر غفلت) تاثیرش به مراتب بیشتر از آقایون هست.هرگز منظور ما خانم های چادری نبودند و هرگز از نقش مهم آقایون غفلت نکردیم که بنده با کنایه به این مطلب شاره کردم.


ان شاء الله در فرصت های بعدی بیشتر به این موضوع می پردازیم که نقش مردان در حیای جامعه چیست؟ ان شاء الله .....


خواهران محترم حلال بفرمایند ...


 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 19/2/91 ] [ 12:27 صبح ] [ بصیرت70 ]

 یکی از خواهران محترم که از مخاطبین وبلاگ هستند پیرامون دو پست قبلی سوالی رو مطرح فرمودن که دوستان رو دعوت می کنم که اگر امکان دارد به این سوال پاسخ دهند تا از منظرها و دیدگاه های مختلف به این سوال مهم پاسخ داده باشیم.بنده هم در فرصت اندکی که داشتم پاسخ زیر به نظرم رسید:


و سوال: چرا ما همیشه خانم ها را ملزم به رعایت احتیاط می کنیم؟





برای پاسخ به این سوال از منظر عقلی و روانشناسی نگاه می کنیم: به نظر شما برای مرد راحت تر است اولین قدم به سوی فساد را بردارد یا برای زن؟ اگر زن فضا را مهیا نکند ، سخت است که اولین قدم را مرد بردارد.اگر مردی لباس نارنجی بر تن کند مورد توجه بقیه هست اما عکس العملی که منجر به فساد شود آنطور نیست که یک زن از روسری یا مانتوی نارنجی استفاده کنه!قبوله؟! نیروی جذب کنندگی زن بسیار بیشتر از یه مرد هست.


یه مثال:


اگر دوچرخه سواری کرده باشین حتما می دونین با دوچرخه های قدیمی اگر جای خیس تردد بکنین به سختی ترمز می گیره! چرا؟ چون اصطحکاک ترمز با چرخ کم میشه! حالا زن اگر کاری کنه که این اصطکاک حیا کم بشه اونقت مرد به سختی می تونه جلوی خودش رو بگیره..... حتی تریلیر هم جای خیس سخت از حرکت می ایسته! چه توقعی باز اون پراید که بدنه حلبی داره میره؟!


تقوا یعنی دوری کردن ، نزدیک نشدن .... شما اجازه نمیدی که یک کودک نوپا به آتیش نزدیک بشه! خطر سوختن هست برا همین اجازه نزدیکی نمیدی. خیلی ها مثل بنده نتونستن خودشون رو رشد بدن و اسیر ظاهر میشن....


از اونور برای مرد ها هم احکام سختی هست. متاسفانه مرد ها خیلی رو نمی کنن!! وگرنه فکر کردن به نا محرم هم گناه داره چه برسه به .... !امام صادق علیه السلام می فرمایند:  امیر المومنین به خانم ها سلام می کردند اما از سلام کردن به خانم های جوان برهیز می کردند.چون می فرمودند می ترسم صدای آنان خوشایند من باشه و از اجرم کاسته شود. ایشان که پست ترین ویژگی شان تقوا بوده .... و توجه داشته باشین که حضرت علی جوان نبوده که این حرف رو زده.پس برای ما جوان ها که صد ها برابر باید دقت بیبشتری باشه.


اما از منظر دین:


    «خیار خصال النساء شرار خصال الرجال، الزهو و الجبن و البخل، فاذا کانت المرأة مزهوةً لم تمکن من نفسها و اذا کانت بخیله حفظت مالها و مال بعلها و اذا کانت جبانة فرقت من کل شیئ یعرض لها».


این سه ویژگی است که امیر المومنین فرمودند یک زن باید داشته باشه. یعنی زن باید متکبر ، ترسو و بخیل باشد.....


ادامه این متن را از اینجا بخوانید



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ یکشنبه 17/2/91 ] [ 10:15 عصر ] [ بصیرت70 ]

سلام


یک سال و ده روز از عمر این وبلاگ گذشت.....


به همین مناسبت میمون و فرخنده(!)


یاد ایام شباب افتادیم و اولین پست وبلاگ رو مجدد خواندیم!


شاید برای دوستان جالب باشه


وقتی با یه مخالف عقیدت صحبت کنی!!


ما که کلی خندیدیم:


http://basirate70.parsiblog.com/Posts/2/
http://basirate70.parsiblog.com/Posts/3/


مبـــــاحثـــه ای با حجـــت الاســــلام منتجــب نیــــــا


قائم مقام حزب اعتماد ملی




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ شنبه 16/2/91 ] [ 10:50 عصر ] [ بصیرت70 ]

«««رأیتون قبـــــــــــول باشه!»»»


 


*از سلسله پست های " کاروانسرای ابراهیمیان"


بحث خوبی تو جلسه هم اندیشی کلاسمون مطرح شد ؛ نسبیت اخلاق! اینکه اخلاق با فعل اخلاقی چه فرقی داره! اینکه تاثیر جامعه روی اخلاق بیشتره یا دین و فطرت؟! حیف فرصت نوشتن ریز مباحث نیست. خدا رو شکر همکلاسی های ما خیلی خوب تو این زمینه صحبت کردند. با اینکه برخی نظرات کاملا مخالف هم بود ولی با سعه صدر به هم پاسخ میدادیم!(با کمترین جراحت!) . ایشالا در اولین فرصت خدمت دوستان عرض خواهم کرد که این هم اندیشی چه داستانی داره. کرسی آزاد اندیشی نیست ولی شاید بشه گفت: والور آزاد اندیشی!! مطلب ذیل هم از یکی از همسنگران محترم هست که تازگی با وبلاگشون آشنا شدم.حتما یه سر بزنید....


باز نشر از وبلاگ مادر برگزیده خدا سلام الله علیها


یک نفر آقا کنار راننده نشسته بود.


سوار تاکسی شده بود...دخترک خوب و چادری....با رفیقش!


جلوترها که رسیدند،راننده ایستاد برای مسافری دیگر....که مرد بود....


نادیده گرفت،مرد،حیا را و دخترک عفافش را...


نشست مرد کنار دخترک باحجابمان!


بودند لحظاتی کنار هم....تا مقصد....


فروخت اندک حجب و حیایش را در کنار آن مرد....


هرچند هیچ نگفتند با هم....هرچند کیفش بود بین او و خودش


باید هزینه کرد برای اسلام...برای اینکه بماند دینت


نگو مجبور شدم...نگو نمی شد دیگر...نگو چند لحظه که بیشتر نبود


باورم نمی شود این توجیهات بی خودیــــ...


شیطان"لحظه ای" به باد می دهد همه ی ایمانت را...


داستان هفتاد سال عبادت شیخ را شنیده ای؟هان؟


میشد دربست بگیری...


میشد به راننده گفت: آقا!من می پردازم هزینه ی این مسافر را ولی سوارش نکن!


میشد.....یعنی "باید" بشود که سرمایه کرد برای اسلام!


اسلامی که راحت نرسید به من و تو....


خون ها دادند...


جان ها  دادند...


سرها بریده شد...


دستی بریده شد...


فرقی شکافته شد...


چادریـــ خاکیـــ شد....


مادریــــــــــــــ بین در و دیوار.........


 


"برگرفته از صحبتای حاج آقا ماندگاری "کثر الله امثالهم" "


 


«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ»


  


اما پرسش و پاسخی که در کامنت ها بود


شاید سوال شما هم باشه:


  


*خب بد بخت کیفشو گذاشته.محجبه هم بوده.حرفم نزده.
یعنی چی باقی این حرفا
نه فروختنی بود نه کنار گذاشتنی نه خیانت به خون شهدا نه خلوت نا محرمی
چی بگم والله
دخترک چادری که به لجن کشیدی تو متنت پاک بوده و هست
و شما فکر کنم هیچی نگرفتی از صحبتای حاج آقا ماندگاری




 




سلام

خانومی....
مگه باید حتما باهم حرف بزنن؟یا تنها باشن؟
ما ی سری چیزا رو تو دینمون خیلی شل گرفتیم....
همش گفتیم ن اینکه دیگه حالا چیزی نی.....عرف شده...نه عیبی نداره ....نه....
اینقده همه چیو واسه خودمون راحت فرض میکنیم که واقعا قبح اون عمل دیده نمیشه!
اگه همین نشستن های کنار هم ک داره عادی میشه ک عادی هم شده....همین مدلی پیش بریم تهش چی میشه؟
ی سوال!

عذرخواهم ازین سوال ولی زنا میدونی با چی شروع میشه؟
استادم میگف: با ی نگاه!
همون ی نگاهی ک خیلیامون میگیم عیبی نداره طوری نشده نمیشه دیگه و .....
همون ی نگاهی ک خیلیامون از انگیزه ش بی خبریم!

شما خوب و پاک....نیت اون آقا رو میدونی وقتی کنارته تو تاکسی؟
حس و حالشو میدونی آیا؟
بگم چن تا از پسرامون از همین هیچی ها دلشون هوای ازدواج کرده اونم با سن کم؟




 


 


* بله نظربازی اولین گام برای شروع گناهه وکاملا با نظرتتون موافقم
ولی قضیه تاکسی کاملا متفاوته
و همچنان مخالفم
و من وظیفمه شرایط گناه و از خودم دور کنم
واین کارو میکنم
ولی مسئول روح و روان بیمار کسی دیگه نیستم
ولی این هوسا از جای دیگه آفت جوونا شده
ونمیدونم دخترک قصه شما چقد شخصیت واقعی داره
امیدوارم کاملا مجازی باشه
وگرنه تهمتتون به اون و امساله اون مسیر جدید واسه دنیا وآخرتتون باز میکنه
بعضی اوقات گمنام بودن بهتر جواب میده







عزیز من...چطور مسئول نیستیم؟
مث این می مونه ک زیبا چهره باشی و بگی من میخوام باحجاب باشم حالا زیادم نگرانش نیستم...خیلی هم حواسمو جمع نمیکنم ک مبادا آقایی منو ببینه....ب من چه! من ک دیگه وظیفمو انجام دادم.چادر سر کردم....حالا اونه ک باید نگاهشو کنترل کنه!
خب فدات شم اونی ک مریضه این چیزا حالیش نی....
باید ازش فرار کرد...
ب هر طریقی....یا جلو چشمش نباشی.یا اگرم هستی خیلی بیشتر بیشتر حجاب و چادرتو حفظ کنی!

اون تنها ضرر نمیکنه!تو هم داغون میشی...
نگاه آلوده مگه مث تیر آلوده نیس ک از چشم اون می خوره ب دل تو؟
پسری ک با دیدن مانکنای خیابون دلش هوای ازدواج میکنه..چطور وقتی تو تاکسی بشینه....میخواد هیچیش نشه!
اونم دو تا خانوم و آقای جوون کنار هم....
اگه من ب شما بگم ی خانومی هس ک گفته من دلم میخواد حجابمو کامل کامل رعایت کنم!حتی اونقد دلم میخواد پاک باشم ک دلم میخواد همین انداممو کسی با چادر هم نبینه!
شما میگی : اه چ خانوم افراطی؟
اگه بگم اون خانوم فاطمه ی زهرا"سلام اله علیهاست" چی میگی؟

هرکی میخواد پاک بمونه باید فرار کنه از چیزی ک ممکنه ب گناه بندازتش....
مرحوم آیت الله بهجت الکی ک ثروتمندترین مرد از نظر معنوی نشد!
همش احتیاط میکرد!
اینکه مولاعلی"علیه السلام" میگه من ب ی خانوم جوون سلام نمیکنم یعنی آقا"علیه السلام" خدای نکرده موردی داره؟
ن قربونت...میخواد ک پاک پاک بمونه!

ببین الگوهای دینی ما کیا بودن و اونا چطوری بودن!
حضرت زینب"سلام الله علیها" کنار ی آقا مینشسته؟
مادرمون حضرت زهرا"سلام اله علیها" خودشو از ی نابینا دور کرد...چرا ما اینقدر حواسمون پرته؟
ک کنار دست ی آقا بشینیم بعد بگیم طوری نی!
خیلی هم طوری هس گل من!
شخصیت پست من هیچم مجازی نبود!
من این چیزا رو دیدم ک میگم!


*من نمیدونم چرا شما همه چیزو با هم قاطی میکنی
وقتی حجاب کامل باشه. نگاه کنترل بشه. در صورته لزوم فقط با نا محرم صحبت بشه
دیگه زن تمام موارد احتیاط و رعایت کرده
مخالفم با حرفاتون نه به خاطر افراطی بودن به خاطر تفسیر ها و تجزیه تحلیل های اشتباهتون
وقتی از همه زنانگیت فقط یه گردی صورت مشخص باشه
وقتی در جواب نگاه های آلوده اخم باشه و فرار از موقعیت
من بارها و بارها توی تاکسی کنارم یه آقا نشست و بینمون یه کیف
بله اگر احساس کردم شرایط بدیه پیاده شدم
ولی همیشه اینطور نبوده
در ضمن اینکه حضرت علی به زنان جوان سلام نمیکرد باید الگوی مرد های ما بشه
ما حجابمون و از حضرت زهرا سلام الله الگو برداری میکنیم
انشالله که حجاب فقط ظاهری نباشه
(مخالفت من به اون قسمتیه که دخترک پست شما به یکباره ناپاک شد.ژ البته با استدلال های شیک شما)







سلام
دخترک پست من کجا ی باره ناپاک شد؟
من کجا اینو گفتم؟
گفتم "اندک" حجب و حیا.....
خانوم گل من...
ببین مگه تاکسیا چقد جا داره آخه؟
ی آقا کنارت باشه....مگه کیف چقد میتونه فاصله بندازه بین دونفر؟
با ی ترمز.....
بعدشم من چند بار بگم شما پاک....از کجا از دل اون آقا باخبری؟
نمیگم بدبین باشیا...نه .....اما ب همه ک نباید خوش بین بود!
بابا بعضیا مریضن...شک داری؟
به خدا باید احتیاط کرد...برا دل خودت....
ارزش زن خیلی ازینا بیشتره ها....ک راحت کنار ی آقا.....
و بگه من ک حجاب داشتم حرفم نزدم!
هرچی فاصله بین خانوم و آقا از هر نظر بیشتر باشه برا زن خیلی به تره!
وقتی امام صادق"علیه السلام" فک میکنم...فرمودن: حضرت زهرا"سلام الله علیها" الگوی من هستند...پس در اشتباه بودن چون ی زن رو الگو قرار دادن!
خب وقتی خانوم فاطمه ی زهرا"سلام الله علیها"از جلو چشم نابینا دور شدن این ینی چی؟
خب میتونستن جلوش راه برن یا نزدیکش بشینن...ولی کلا از پیشش رفتن!
چرا ما باید اینقدر ارزش خودمون بیاریم پایین ک ی مرد راحت کنار ما بشینه؟
ما نباید اجازه بدیم!
زن ریحانه ست....
زود ممکنه داغون شه.
گل من...
این احتیاط ها فقط و فقط برا پاکی دلهاست!
برای سلامت جامعه!
من بیشتر باهات بحث نمیکنم چون داره ب جدال میکشه!
من بعد کامنت گذاشتی جواب نمیدم!
نگی چون جواب نداشت...ک دارم!
فقط جون مجادله نکنیم!
به امیدظهوریار.صلوات 


 




موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 13/2/91 ] [ 10:8 عصر ] [ بصیرت70 ]

* از سلسله پست های " کاروانسرای ابراهیمیان"




حج نمادی از ظهور است. در قالب موضوع حج به ما یاد می‌دهند که چگونه با امام زمان رفتار کنیم. رفتارهای مختلف را به ما نشان می‌دهند؛ ظواهر اعمال حج از احرام تا طواف و سعی و وقوف و رمی جمرات و قربانی  را شنیده‌اید. آن چیزی که اهمیت دارد روح این صحنه‌هاست. کل ماجرا نمادی از ظهور است...


   دکترمحمدهادی مؤذن - همشهری آنلاین- قسمت دوم


 


ادامه مطلب...



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ چهارشنبه 13/2/91 ] [ 7:4 عصر ] [ بصیرت70 ]
   1   2   3   4   5   >>   >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ
برچسب‌ ها
()
امکانات وب
ایران رمان